محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
401
الحياة ( فارسي )
از كار باز مىدارد ، و اگر گرسنگى بر او سخت گيرد ، ناتوانى او را از پاى درآورد . . پس هر كم و كاستى به او زيان مىرساند . . . » . و اين دور شدن از حدّ ميانه و توازن ، هر چه بيشتر شود ، پيامدهاى منفى آن افزونتر خواهد شد . مسألهء سوّم - فقر و ايجاد صفات نقص در انسان : آشكار است كه صفات و خصلتهايى كه در طبقات محروم و فقير آشكار مىشود ، بيشتر از گونهء صفاتى است كه با طبيعت زيانبخش فقر تناسب دارد ، و با واقعيّت آن كه ويرانكنندهء شخصيّت فردى و اجتماعى انسان است ، و پديد آورندهء حالاتى است كه قسمتى از آنها را در اين فصل بيان كرديم . پس نقص فكرى ، ضعف جسمى ، فروپاشى نيروهاى روحى و احساس كاستى ، نادانى و بيسوادى ، مفاسد برخاستهء از فقدان پرورش و آموزش ، ناتوانى اجتماعى ، فساد اعتقادى و نتايج حاصل از ناآگاهى سياسى و اقتصادى ، همهء اينها از صفات ناپسند و حالات له كننده اى است كه از فقر تولَّد پيدا مىكند ، و در قشرهاى ناكام و بينوا رشد مىيابد . و اين امرى زيانبخش و كوبنده است كه اجتماع را از بسيارى از افراد و شايستگيها و توانهاى ايشان محروم مىسازد . و در هنگام بيان « انزواهاى ناشى از فقر » از آن سخن خواهيم گفت . مسألهء چهارم - فقر و پاره اى از سرچشمه هاى بشرى آن : افراط و تفريط ، هر دو عامل انسانى دارد ، زيرا راه خدا راه ميانه و معتدل است * ( وَعَلَى الله قَصْدُ السَّبِيلِ ) * . « 1 » و حدّ الهى - چنان كه پيشتر گذشت - حدّ وسط و حدّ قوام است . و پيشتر از امام صادق « ع » نقل كرديم كه « القوام هو الوسط « 2 » - ( 2 ) قوام ، همان حدّ ميانه است » ؛ پس افراط و تفريط دو امرى است كه از جهتگيرى آدمى و عمل او پديد مىآيد ، و از اين دو علَّت مايه مىگيرد : ( 1 ) - نادانى .
--> « 1 » « سورهء نحل » ( 16 ) : 9 . « 2 » « مجمع البيان » 7 / 179 .